تبليغاتX
خدایا! کسی را جز تو نداریم.
جمعه بیست و ششم آبان 1385
به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم

 

امام صادق عليه السلام فرمودند: امهات چهار تا هستند. ام آداب، ام طاعات، ام آمال و ام دواها.

 ام آداب کم سخن گفتن است، ام طاعات گناه نکردن است، ام آمال صبر است و ام دواها کم خوردن است.

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد

نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یازدهم آبان 1385
الغدیر - قسمت دوم

به نام خدای حنانیا علی

 

پس از چند روز وقفه قسمت دوم خلاصه اي را که تهيه کرده ام روی وبلاگ گذاشتم که ان شاء الله قابل استفاده باشد.

 

... نکته ي مهم درباره ي اين کتاب مخاطب آن و شيوه ي بحث آن است. اين کتاب در مقام بحث با اهل سنت نوشته شده است و در آن اگر نامي از کتابي آورده شده است ممکن است نويسنده ي آن کتاب از نظر شيعيان مورد اطمينان و ثقه نباشد ولي اهل سنت او را به عنوان راوي ثقه مي شناسند در نتيجه علامه نام وي را نيز آورده است تا حجتي براي حق جويان آنان باشد.

اما شيوه ي بحث در اين کتاب چيست و چرا نويسنده در آن براي مثال نام نويسندگان و شعراي درباره ي حديث غدير را نيز آورده است؟ روش بحث اين است که شيعه اگر معتقد است چنين واقعه ي بزرگي در اسلام اتفاق افتاده است آنگاه بايد بازتاب آن اتفاق را در افکار و آثار مسلمين بتوانيم بيابيم. براي مثال اگر شما بخواهيد ثابت کنيد که در 50 سال پيش فلان اتفاق افتاده است بايد روزنامه ها و مقالات و آثاري را که در آن باره و درآن زمان در رابطه با آن موضوع بوده اند را به عنوان سند بياوريد. نويسنده اين اثر هم با نشان دادن حجم بسيار بسيار بزرگ بازتاب اين واقعه امکان انکار آن را از هر نگاه روشني مي گيرد.

اما براي اينکه با صحت و سقم مطالب کتاب بهتر آشنا شويد مثالي از يکي از مستندات کتاب براي شما مي آوريم. در راويان حديث غدير از اصحاب فردي وجود دارد به نام زيد بن ارقم انصاري خزرجي. روايت وي از واقعه ي غدير در 19 کتاب مختلف مسلمين آمده است. هر کدام از آن کتب روايتي از جناب زيد آورده اند که وي در آنها به وقوع اين واقعه شهادت داده است. علامه علاوه بر نام کتاب و نويسنده ي آن، شرح مختصري از آنچه که در آن کتاب ذکر شده را آورده است. يعني اختلافات موجود در نقل احاديث را آورده است و گاها در باره ي نظر اهل سنت در باره ي نويسنده ي آن کتاب هم بحث کرده است. پس اگر مي گوييم 110 نفر از صحابي اين حديث را نقل کرده اند اين نه به اين معني است که تنها 110 سند هم از اين روايات در دست داريم بلکه بسياري از آنها داراي ناقلان زيادي در کتب مختلف هستند که اگر همه را براي همين 110 نفر به حساب آوريم شايد از هزار سند هم تجاوز کنيم.

پس از ذکر مختصري درباره ي فصل دوم کتاب که فصلي بسيار ارزشمند است سعي مي کنيم تا نگاهي کوتاه به فصل سوم داشته باشيم. در طول تاريخ صدر اسلام بارها پيش آمد که گروهی بر سر خلافت امير المؤمنين با يکديگر به احتجاج پرداختند. بسياري از اين احتجاجات توسط خود آن حضرت صورت پذيرفت و پس از آن حضرت نيز افراد ديگري دست به اين کار زدند. از اين احتجاجات اسناد مختلفي وجود دارد. علامه اميني نيز براي اينکه يکي ديگر از شواهد اين واقعه بزرگ را بياورد به ذکر متن اين احتجاجات به همراه اسناد آن در کتب اسلامي پرداخته است.

23 مورد از اين وقايع در اين کتاب آمده است که 6 مورد آنان توسط خود حضرت علي عليه السلام صورت گرفته اند. برخي از اين مباحثات داراي منابع فراواني در شيعه و سني هستند و در ميان احتجاج کنندگان به اين حديث نام افرادي چون عمرو عاص، عمار ياسر، مأمون عباسي و عمر بن عبد العزيز (خليفه ي اموي) به چشم مي خورد.

در ميان اين روايات حديثي وجود دارد به نام حديث رکبان که ذکر مختصري درباره ي آن خالي از فايده نيست. در اين روايت حضرت چندين نفر از اصحاب را که در ميان جمعي بودند مخاطب قرار دادند و از آنان خواستند تا دربرابر مردم به آنچه روز غدير اتفاق افتاد اعتراف کنند و آناني که اعتراف نکردند را نفرين فرمودند و آنان به انواع نفرين دچار شدند که نوع عذاب آنها نيز دراسناد متعدد اين حديث آمده است و حتي بعضي کتب اين موضوع را به عنوان يکي از کرامات آن حضرت ذکر کرده اند.

اما فصل چهارم کتاب که فصلي مهم و حساس است درباره ي آياتي در قرآن است که درباره ي حديث غدير هستند و رواياتي درباره ي ارتباط آن آيات با اين حديث در کتب مسلمانان وجود دارد.

 آيه اولي که مورد بحث قرار گرفته است آيه ي 67 سوره ي مائده است که معروف است به آيه ي تبليغ که داراي 30 سند مختلف فقط از اهل سنت است که شأن نزول اين آيه را درباره ي حديث غدير دانسته اند. "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمک من الناس"

آيه ي دوم، آيه ي معروف به آيه ي اکمال است که از آن 16 سند در منابع اهل سنت در کتاب الغدير آمده است. "اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا"

و اما آيه ي سوم و آخري که در اين باره در کتاب آمده است آيات 1 تا 3 سوره ي معارج هستند که معروف به آيات عذاب هستند که 29 سند از اهل سنت درباره ي آن آمده است. توضيح کوتاه آنکه چند روز پس از واقعه ي غدير، خبر به افراد مختلف از بلاد مختلف رسيد. پس فردي از آنان خود را به مدينه و به نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) رساند و در برتري امام عليه السلام شک کرد و از خداوند خواست تا اگر حرف او غلط است و پيامبر(ص)  راست و مي گويد و اين انتصاب به دستور حق تعالاست آنگاه خداوند عذابي بر او بفرستد و او را هلاک کند و در نتيجه ي اين خواسته بلا درنگ سنگي بر فرق وي فرود آمد و او را کشت و آيه ي "سأل سائل بعذاب واقع، للکافرين ليس له دافع، من الله ذي المعارج" بر پيامبر گرامي نازل شد.

تا اينجا که بخش دوم اين نوشتار بود به چهار فصل اول اين کتاب ارزشمند پرداختيم و ان شاء الله در نوشتار های بعد به چهار بخش دوم اين کتاب خواهيم پرداخت.

 

اميدوارم آنان که از اين نوشتار بهره اي بردند نويسنده را نيز از دعاي خود محروم نکنند.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل لويک الفرج و العافيه و النصر.

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب
سه شنبه نهم آبان 1385
برنامه ی مطالب بعدی
امیدوارم در هفته های آینده علاوه بر نوشتن ادامه ی خلاصه ی الغدیر به مقالاتی با عنوان : "چرا منتظریم" ، "ائمه مظهر تمام خوبی ها" و "کجای ما اسلامی است" بپردازم. درباره ی مباحث دیگر هم بسیار علاقه مند به شیوه ی  مباحثه ی کتبی هستم.

اگر خود شما بحثی را مناسب مطرح شدن در این وبلاگ می دانید به من میل بزنید. نظر هم بدهید روی چشم:                  m.mirzayi@yahoo.com

در آخر هم دعا
خداوندا، آنکس را که دین تو را نصرت می کند یاری کن
خداوندا، آنکس را که به خلق تو خدمت می کند هدایت بفرما
خداوندا، کسی را جز تو نداریم، تنها فریادرسمان تویی
یا من بیده ملکوت کل شیء

نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب
سه شنبه نهم آبان 1385
الغدیر

به نام آفريدگار مهربان

 

جلوداران مردم نزديک جحفه هستند. فرستاده ي خدا مي فرمايد تا هر که از مردم پيش رفته بازگردد و هر که از آنان که عقب مانده در غدير خم درنگ نمايد... حضرتش به درختان سدر روي مي آورد تا زير آنها با مردم نماز گذارد. چه روز داغي است!

نمازش را به پايان رسانده، در ميان مردم بر بلنداي منبري از جهاز شتران به سخن ايستاده در حالي که همه گوش سپرده اند صدايش را بلند کرده مي فرمايد:

"ستايش خداي را، به ياري مي گيريمش و به او مي گرويم و بر او پشت مي نهيم، ...

آيا گواهي نمي دهيد که جز الله خدايي نيست و اين که محمد بنده و فرستاده ي اوست و اينکه بهشت راست است، دوزخ راست است و مرگ راست است و رستاخيز آمدني است ؟...."

آنگاه دست علي را گرفت و بالا برد تا آنجا که زير بغل آن دو ديده شد و فرمود : "اي مردم سزاوارترين مردم به مؤمنان از خودشان کيست؟"

گفتند:"خدا و رسولش دانا ترند".

فرمود:"هان که خدا مولاي من است و من مولاي مؤمنان هستم و من از خودشان به آنها سزاوارترم پس هر که را مولاي اويم علي مولاي اوست". اين را سه بار فرمود. سپس ادامه داد: "خدايا دوست بدار هر که دوست داردش و دشمن بدار هر که را دشمني ورزدش ... ".من کنت مولاه فهذا علی مولاه

آنچه خوانديد گزيده اي بود از شرح واقعه ي غدير خم در هجده ذي الحجه سال ده هجري قمري. در اين مقال در صدد هستيم تا طي کلامي کوتاه نيم نگاهي به اثر بزرگ مردي بزرگ داشته باشيم تا آنان که توانايي دست يازيدن به خواندن کل کتاب را ندارند آشنايي مختصري با يکي از ارزشمند ترين متون شيعي پيدا کنند و آنان که به دنبال حقيقت هستند با ديدن نور آن به سراغ اصل آن بروند و به خواندن کل کتاب همت بگمارند.

علامه ي گرانقدر عبد الحسين اميني براي تاليف اين کتاب دست به مطالعه ي کليه ي کتب کتابخانه هايي زد که تعداد آنها به قدري زياد است که حتي ذکر نام آنها هم از حوصله ي متن بيرون است. اما براي مثال مي توان از کتابخانه هاي شهرهاي تهران و مشهد و بروجرد و کرمانشاه در ايران و بمبي و لکهنو و محمود آباد و عليگره در هند و کتابخانه ها ي بسيار ديگر در کشور هاي سوريه و ترکيه نام برد. آن مرد بزرگ شرح مطالعات و اسفار خود را در دو جلد کتاب چند صد صفحه اي تصنيف کرد و مقبره ي او همکنون در نجف اشرف است.

اما پس از توضيحي مختصر درباره ي نويسنده به سراغ توضيح متن کتاب مي رويم. نام کامل اين کتاب "الغدير في الکتاب و سنه و الادب" است که اصل آن به زبان عربي و فصل اول آن شرح حديث غدير است. اين شرح از چند روز قبل از واقعه که در حجه الوداع پيامبر گرامي اسلام (ص) قرار دارد شروع مي شود و تا رسيدن به خود روز غدير ادامه پيدا مي کند که خلاصه اي از آنچه در کتاب آمده است در ابتداي نوشتار آمد.

اما فصل دوم کتاب "راويان حديث غدير" نام گذاري شده است. اين فصل داراي چهار قسمت است که در باره ي راويان حديث از اصحاب، از تابعين، از علما و از نويسندگان در باره ي آن است.

در قسمت اول نام آن گروه از اصحاب پيامبر گرامي اسلام (ص) که شاهد واقعه بودند و در بعضی موارد به همراه نقل کنندگان از آن صحابي (پشت به پشت تا سند روايت) آمده است. در باره ی برخی از صحابه شرح آنچه که از آن صحابي در آن مسند ذکر شده است نيز آمده است. روش ذکر نام راوي در باقي قسمت هاي اين بخش هم شبيه همين قسمت اول است و در کل نام 110 نفر از صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، 84 نفر از تابعين، 360 نفر از علماي از سده ي دوم تا سده ي سيزدهم - که تنها 148 نفر از سده ي دوم و سوم هستند - و در آخر هم نام 22 نفر از نويسندگان در باره ي اين حديث آورده شده است - که علي رغم نوشتن مطالبي در اين باره خود جزء علماء نبوده اند.

تا اين قسمت راويان از شيعه و سني در کتاب آورده شدند اما نويسنده درفصول بعد به طور مجزا به راويان اهل سنت حديث پرداخته است که ان شاء الله در نوشتار ما نيز مي آيد.

 

تا به اينجا ما قسمت اول خلاصه ي کتاب ارزشمند الغدير را آورديم و ان شاء الله در قسمت هاي بعد به باقي مطالب اين کتاب خواهيم پرداخت.

 

 

نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب