دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
قیصر
به نام خداوند مهربان
اگر چه دیر است ولی دیر بهتر از هرگز است. این شعر را از ویژه نامه ی روزنامه ی ایران از آقای عبد الجبار کاکایی ذکر می کنم. شاید بگوئید دیگر خیلی برای قیصر تاقچه بالا می گذارید ولی من می گویم هنوز خیلی کم است.
سنگی شکست آینه ی ناگهان و من
تابوت و ترمه بود گل ارغوان و من
پیچیده بود عطر دعا در زمین و او
افتاده بود ماهی اش از تنگ جان و من
قیصر موقرانه در آغوش دست ها
چون قایقی رها شده بی بادبان و من
دنبال او نگاه چه نومید و مضطرب
گنجشککی رها شده از آشیان و من
در هم تنیده بود صداها و دست ها
تابوت و ترمه بود گل ارغوان و من


یا علی
نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب
جمعه چهارم آبان 1386
دلربائی
به نام خداوند مهربان
داشتم فکر می کردم چند وقت پیش که رفته بودم امام رضا اصلا شایستگی اش رو نداشتم. یاد این شعر حافظ افتادم:
داشتم فکر می کردم چند وقت پیش که رفته بودم امام رضا اصلا شایستگی اش رو نداشتم. یاد این شعر حافظ افتادم:
دلربائی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

یا علی
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

یا علی
نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب


