به نام خداوند مهربان
- در ابتدا باید پیروزی بزرگ ملت ایران را در پرونده ی هسته ای و اعتراف ایالات متحده به عنوان آخرین فرد ایستاده در این میدان را باید به تمام مسلمانان تبریک بگویم.
- نکته ی دوم این است که بسیار سرم شلوغ بود و نتوانستم برای مدت زیادی وبلاگم را به روز کنم. امیدوارم این مطلب خوبی بشود. سریع عرض می کنم.
- در این نوشتار قصد دارم تا کمی نسبت به رویه ی اتخاذ شده نسبت به موضوع هویت ملی انتقاد کنم. بعضی ها عادت دارند هر چه می نویسند برای همان روز باشد و مثلا در چنین روزی درباره ی پرونده ی موسویان می نویسند و از این قبیل. اما برای بنده چیزهای مهم تری وجود دارند که فکر می کنم وظیفه ام است که بیان کنم، هر چند که غوغا ها در حال کر کردن گوش فلک باشند.
- در مورد هویت ملی طبق گفته رهبری معظم، موضوع مورد اشاره استقلال فرهنگی است. خود ایشان می فرمایند وقتی می گوئیم هویت ملی باید تقویت شود ذهن ها نباید برود سراغ چهارشنبه سوری بلکه موضوع استقلال فرهنگی است.
- انسانی که می خواهد رشد کند ناگزیر از داشتن هویت است. هویت به این معنی که برای وجود خود یک معنی و هدف قائل باشد و در عین حال امکانات رسیدن به آن هدف را در خود ببیند و اعتماد به نفس کافی در این راه داشته باشد.
- اگر کسی احساس هویت مندی اش در فرهنگ ایرانی ارضاء نشود خود به خود نسبت به فرهنگ های دیگر آسیب پذیر می شود و چشمش به دنبال این و آن می افتد.
- پرداختن به هویت ملی دارای دو جنبه است. یکی این است که انسان بداند که از ازل بد بخت نبوده است و در نتیجه احساس کند که می تواند و در نتیجه به خود باوری و عدم حقارت از این نظر برسد. جنبه ی دومش این است که در صورتی که در این مسیر زیاده روی بشود هویت ملی جای هویت دینی را تنگ کند.
- حضرت آقای خامنه ای تاکید دارند که هویت ملی در مقابل هویت دینی قرار ندارد. قطعا منظور ایشان هویت ملی از جنبه ی خود باوری است. در همین سخنرانی که لینک آن را می توانید از اینجا پیگیری کنید ایشان می فرمایند که "هويت ملي در مقابل هويت ديني نيست بلکه مجموعه باورها، خواستها و رفتارهاي يک ملت است و طبيعي است که اعتقادات و باورهاي يک ملت مومن و موحد نيز جزو عناصر تشکيل دهنده هويت ملي او قرار ميگيرد." که کسی مثل بنده انتظار داشتم که هویت ملی ما جزء هویت دینیمان قرار گیرد نه اینکه هویت دینیمان جزء هویت ملی بشود.
- یک طیف دانشجوی مؤمن و انقلابی هستند که از خطر افراط محفوظ هستند اما عامه ی مردم بسیار نسبت به این موضوع آسیب پذیر هستند.
- به همین دلیل است که ما نتوانسته ایم موضوع فلسطین را به موضوعی مردمی تبدیل کنیم. به نظر می رسد که اگر چه که در اعمال امت حزب الله این نگاه به درون و داشتن ایرانی آباد به جای جهانی آباد نفوذ نکرده ولی در افکار آنها کم و بیش این نفوذ پیدا شده است. طوری که آن گروه مذهبی هم با پشتوانه ی ولایت فقیه دست به کارهای اسلامی می زنند.
- کلا چند هویتی یکی از مشکلات ایرانیان است که این جهت گیری های زیاد به سمت هویت ملی در حال تشدید این وضعیت ملت ماست. ما یک پارادایم فکری ایرانی داریم و یک پارادایم فکری دینی. در هر حال انسان آرمانی در این دو با هم متفاوت است. در اولی انسان آرمانی کسی است که برای ملت ایران خدمت کند و در دومی انسان آرمانی انسانی است که برای امت اسلامی بیشترین خدمت را کرده باشد.
- در روایات ما تاکیدی بر روی ملیت نداریم. یعنی واقعا اسلام ملیت گریز است. اصلا مبانی هویت در اسلام کاملا متفاوت است. اسلام دو فاکتور اصلی هویت را اینگونه تعریف می فرماید: اولا همگی بندگان خدا هستید و در جهت عبادت او باید بکوشید و ثانیا همه ی انسان ها با هم برابر هستند و استعداد کافی را برای رشد و رسیدن به درجات بلند بندگی دارا هستند. اینگونه یک انسان مسلمان احتیاجی ندارد که به فرهنگ دیگری متمسک شود، حالا از هر ملیتی که باشد.
- البته طبق آن ضرب المثل معروف که می گوید وقتی مادر نیست باید با زن بابا سر کرد شاید این کار قابل توجیه باشد ولی لازم است امت هشیار اسلام این موضوع را از ذهنش خارج نکند که این اصل نیست و هر وقت توانست از یوق این بیرون بیاید.
- در مورد حکومت اسلامی هم باید یادمان باشد که در حکومت امام زمان علیه السلام ایرانی بودن معنای خیلی خاصی ندارد. یعنی یک ایرانی با یک سریلانکایی فرقی ندارد. هر دو راه رسیدن به کمال را می توانند به تساوی طی کنند. الآن طوری شده که ایرانی فکر می کند که واقعا نژاد برتر است. ملیت در جامعه ی ایشان نه افتخار دارد و نه حقارت.
- صد البته مظاهر ملیت چیزهای خوبی هستند و اصلا منظور بنده حذف آنها نیست (چیزی مثل سفره ی هفت سین) اما تاکید بیش از اندازه روی وجهه ی ملی موضوع خطرناک است. این چیزی است که به یک پارادایم غالب در تفکر سیاسی مسلمانان تبدیل شده است. در همین شعار امسال هم ملیت مقدم بر اسلامیت است: اتحاد ملی، انسجام اسلامی.
- لبه ی انتقاد بنده به تمامی مسئولین است. این را بر خود واجب می دانم که در حد عقل قلیل خود نسبت به اعمال تمام مسئولین حتی حضرت آقای خامنه ای انتقاد کنم.
یا علی


