به نام خداوند مهربان
سلام بر شما
مدتی بود که می خواستم شعری برای عاشورا بگویم ولی نمی دانم
چرا این خون شیر نمی شد. وزن و قافیه را از یکی از اشعار مولوی گرفتم. در هر حال شعر
را بخوانید و بنده را هم دعا کنید. نام شعر همان مصرع اول آن است: ای گریه ی چون
رود من اندر غمت زار آمده. یا علی
ای گریه ی چون رود من اندر غمت زار آمده
وی عشق بی پروای تو جان را به پیکار آمده
اشک یتیم بی پناه، سرنیزه های رنگ ماه
من را در این شبهای تار هر لحظه تکرار آمده
دریای اشک است این کویر، هر تشنه ای از آب سیر
کز قصه ی "هل من نصیر"، چشمان او تار آمده
امشب همه یاران او، مست اند و ساقی هست او
از می صراحی و سبو، تا صبح سرشار آمده
خورشید بی همتای من، پیچیده در بند و رسن
از درد یار بی کفن، مرگش به دیدار آمده
ای تک سوار کاروان، وی قاتل این کوفیان
کی جان شود پر زین فغان، "بازآ که دلدار آمده"
به نام
خداوند مهربان
با
سلام خدمت همگی خوانندگان
- در ابتدا برای روشن شدن ساختار سیاسی کنونی ایران باید
تمامی گروههای موجود را به طریقی دستهبندی کنیم و سپس بر پایهی آن دستهبندی
راهکارهای درست ارائه دهیم و جهتگیری صحیحی در مورد افراد انجام بدهیم. برای
دسته بندی افراد به شرح مواضع انتقادی ایشان درباره ی افراد مختلف می پردازیم.
مواضع افراد هم طبیعتا تنها چیزی است که از آنها در اختیار داریم.
- نظر هر فرد نقد کننده نسبت به فرد نقد شونده باید در دو
حوزه تعریف بشود: حوزهی شخصیتی و حوزهی کارآمدی.
- نظر هر فردی در هر یک از دو حوزه در یک طیف جای می گیرد که
یک سوی این طیف خوبی مطلق و یک سوی دیگر آن بدی مطلق است. اما هر یک از این طیف ها
به سه دسته تقسیم می شوند: اولین حوزه حوزهی اعتماد و اعتقاد کامل است،
دومین قسمت انتقاد در عین اعتقاد است و سومین حوزه ارتداد کامل فرد
نقد شونده در آن موضوع است. هر کس می خواهد در مورد فردی نظر بدهد باید در دو حوزه
یکی از سه منطقهی طیف را انتخاب کند. برای روشن شدن موضوع یک مثال می زنم.
o در این مثال نظر آقای شریعتمداری را نسبت به آقای احمدی
نژاد بررسی می کنیم. ایشان در حوزه ی شخصیتی اعتقاد راسخی به آقای احمدی نژاد
دارند (لااقل در ظاهر) و در طیف مربوط به این حوزه قسمت اول طیف یعنی اعتماد کامل
را انتخاب کرده اند اما در حوزه ی عملکرد، ایشان قسمت دوم طیف را که انتقاد در عین
اعتقاد است را انتخاب کرده اند. به این ترتیب موضع آقای شریعتمداری کاملا مشخص می
شود.
- دسته بندی افراد در هر یک از این طیفها دارای روش های
نسبتا دقیقی است. برای مثال اگر شما انتقادتان از یک فرد این باشد که مدیریت
بدی دارد ولی انسان قابل قبولی است می آئید و به او دلسوزانه می گوئید که کارت را
درست کن. این دلسوزانه بودن یا نبودن معیار این است که شما آیا از نظر شخصیتی با
یک فرد مشکل دارید یا نه و شما آن فرد را در چه قسمتی از طیف درستی شخصیت قرار می
دهید. در عین حال خود این انتقاد موضع شما را نسبت به مدیریت آن فرد هم بیان می
کند.
- باید توجه داشت که دو حوزه ی عملکرد و شخصیت از هم جدا و
مستقل نیستند ولی نظر افراد در این دو حوزه قابل بررسی است و باید مشخص باشد و
برای این منظور است که بنده این دو حوزه را از هم جدا کرده ام.
- برای ساختار مند کردن دسته بندی سیاسی کنونی ایران مجبور
هستیم که نظر افراد را نسبت به افراد دیگر بسنجیم. برای این کار باید افراد نقد
کنندگان و نقد شوندگان را مشخص کنیم.
o سایت ها یا افراد نقد کننده:
§ آقای خامنه ای
§ سایت هایی مثل رجانیوز و سپهرنیوز و افرادی مانند فاطمه
رجبی و آقای الهام و متعلقات و مخلفات
§ سایت هایی مثل بازتاب و صدرانیوز و متعلقات و مخلفات
§ مطبوعاتی مثل الف و کیهان و فارس و متعلقات و مخلفات
§ سایتها و مطبوعات وابسته به احزابی مانند کارگزاران،
اعتماد ملی، جبهه ی مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون، حزب
اعتدال و توسعه و برخی دیگر از خرده حزب ها و اپوزیسیون ها.
o افراد نقد شونده:
§ آقای احمدی نژاد و دولت نهم
§ آقای خاتمی و دولت ایشان
§ آقای رفسنجانی و دولت ایشان
§ آقای شاهرودی و قوه ی قضائیه
§ افرادی مانند محسن رضایی، باقر قالیباف، علی لاریجانی، حسین
شریعتمداری، احمد توکلی، عماد افروغ، محمد رضا باهنر، غلامعلی حدادعادل و مجلس هفتم
o اما مواضع نقدکنندگان نسبت به نقد شوندگان و ساختار شناسی
نقدها
§ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معزز انقلاب. ایشان نسبت به سران
تمام دول پیشین نگاه مثبتی دارند. یعنی به آقایان رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد از
نظر شخصیتی اعتقاد دارند (البته مطمئنا در حوزه ی شخصیتی اعتقادشان به آقای احمدی
نژاد زیاد است). این فرضیه از اینجا ناشی می شود که ایشان همواره نقدهای دلسوزانه
ای نسبت به دولت ها داشته اند و بارها موضع مثبت خود را حتی پس از سال ها نسبت به
دولت های مختلف تصریح کرده اند. در مورد آقای شاهرودی هم نظرشان همین است. در حوزه
ی عمل هم به تمامی آنان اعتقاد دارند. به نظر بنده سقیم ترین نظر، نظر ایشان است.
البته به نظر بنده از نظر شخصیتی ایشان هیچ یک از رئیس جمهورها را عاری از اشتباه
نمی دانند و کلا یک مقدار زیادی از ابراز اشکالات این چنینی این افراد بنا به
دلایلی پرهیز می کنند.
§ سایت هایی مثل رجانیوز و سپهر نیوز و افراد دسته ی دوم
افرادی هستند که نسبت به آقای احمدی نژاد از نظر شخصیتی و کارآمدی اعتقاد مطلق دارند.
ارتداد مطلق نظرشان نسبت به آقای خاتمی و رفسنجانی است. یعنی چه در حوزه ی شخصیتی
و چه در حوزه ی کارآمدی (البته تقریبا). نسبت به آقای شاهرودی در حوزه ی کارآمدی
اعتقاد ناکارآمدی دارند و در حوزه ی شخصیتی نیز ایشان نمی دانند که ایشان را رد
کنند یا بپذیرند. در مورد آقای قالیباف و رضایی آنها را افرادی که از نظر شخصیتی
مردود هستند می دانند (استفاده از لغت خائن برای این افراد، چیزی عادی در این سایت
هاست). افرادی مانند آقای افروغ و خوش چهره و منتقدین دیگر را نیز اینگونه می
بینند.
§ اما سایت ها و افراد دسته ی سوم که تابناک سردستهی آنهاست.
این افراد آقای احمدی نژاد را از نظر شخصیتی مردود می دانند. دلیل این امر
انتقادهایی است که از سوی آن ها به ایشان می شود و به هیچ وجه حالت دلسوزانه ندارد
و صرفا انتقاد است. در مورد آقای رفسنجانی و خاتمی اعتقاد به شخصیتی قابل قبول و در
حوزه ی عمل کرد هم معتقد به "انتقاد در عین اعتقاد" هستند. در مورد آقای
شاهرودی هم چه از نظر عملکرد و چه از نظر شخصیت اعتقاد خوبی به ایشان دارند. تاکید
می کنم که این دسته بندی شامل طیف است و شاید به تعداد افراد ما جایگاه های مختلف
در از یک نفر در ذهن ها داشته باشیم. دیدشان نسبت به مجلس و مجلسیان هم مثبت است.
نسبت به باقر قالیباف و محسن رضایی از هر دو منظر دیدی خیلی مثبت دارند.
§ سایت هایی مانند الف و کیهان نسبت به آقای احمدی نژاد از
نظر شخصیتی درجه ی قابل قبولی را قائل هستند و از نظر عملکردی انتقادات جدی ای را
مطرح می کنند و موضعی دلسوزانه را در پی گرفته اند که گاهی تا مرز رد کردن مدیریت
آقای احمدی نژاد به طور کلی هم پیش می روند. نسبت به آقای هاشمی از نظر شخصیتی
انتقادات جدی دارند و از نظر عملکردی نیز همین موضع را دارند ولی در کل ایشان را
در دو حوزه می پذیرند. البته فراز و نشیب هایی در این بین هست که جای بررسی نیست.
در مورد آقای خاتمی هم موضعی مشابه دارند. در مورد آقای شاهردوی اعتماد بیشتری چه
از نظر شخصیتی و چه از نظر عملکردی دارند. نسبت به مجلس هم از هر دو نظر خوش بین
هستند. نسبت به آقایان قالیباف و رضایی مواضعشان دچار فراز و نشیب بوده است ولی در
کل می توان گفت که اگر از برخی تناقضات بگذریم باید نظر مثبتشان را در مورد این
افراد هم قبول کنیم.
§ اما دسته ی پنجم که به اصطلاح اصلاح طلبان هستند آقای احمدی
نژاد را به عنوان فردی که چه از نظر شخصیتی و چه از نظر عملکردی مردود هستند نگاه
می کنند. البته شاید بگوئید اساسا موضوع شخصیت چندان برای این افراد مهم نیست ولی
در هر حال نحوه ی انتقادشان سعی در القای این موضوع دارد. در مورد بقیه اصلا موضعی
ندارند. چون نمی توانند موضعی داشته باشند، فقط با آنها دشمن هستند، (حتی با آقای
رفسنجانی هم نشان داده اند که دشمن هستند اگر چه گاهی جلو و عقب می کنند) به
اندازه ی کافی جامعه ی ما آن ها را به خاطر این کارهایشان کتک زده است!
- قطعا در این نوشتاری که بنده آورده ام دیدگاه خودم را نسبت
به مواضع افراد گفته ام که ممکن است برداشت شما متفاوت باشد. در هر حال شاید بهتر
باشد سعی کنیم که این دیدگاه ها را با کمک یک دیگر کامل کنیم. انتقادها با گوش جان
شنیده می شوند.
- یک نکته ی مهم این است که اگر شما یک نفر را انسان فاسدی
بدانید نباید نسبت به او دلسوز باشید و نباید بیائید و از او انتقاد مدیریتی
بکنید. دلیل این امر آن است که این کار شما باعث تصحیح کار او می شود. اصولا معنای
انتقاد مدیریتی به منای تلاش برای بهبودی اوضاع است. از یک طرف سایت تابناک می آید
و احمدی نژاد را به عنوان یک انسان مردود از نظر شحصیتی مطرح می کند و از آن طرف
می آید و انتقادات مدیریتی از او می کند. شما اصلا نباید به یک انسان با این شخصیت
کمک کنید.
- نقد منصفانه همواره باید دلسوزانه باشد وگرنه شما اصلا لازم
نیست بروید و جامعه ی امریکا را نقد منصفانه بکنید و بیائید و کلی از خوبیهایش را
رسانه ای کنید و به آنها خدمت کنید.
- اما در این بین فکر می کنم لا اقل دو گروه بودند که دچار
اشتباهاتی شدند.
o سایت هایی مانند تابناک که از آقای احمدی نژاد بی وقفه
انتقاد غیر دلسوزانه می کنند. (همین چند روز پیش مطلبی را در این سایت خوانده بودم
که از تاثیر کم سهمیه بندی بر آلودگی هوا سخن گفته بود. دیگر ایراد بنی اسرائیلی
را به نهایت رسانده بود). این افراد طوری از آقای احمدی نژاد انتقاد می کنند که
اگر چه خیلی از اوقات این انتقاد مربوط به عملکرد ایشان است ولی از آنجایی که غیر
دلسوزانه است در حقیقت به شخصیت ایشان بر می گردد. نقد دلسوزانه که هیچ، نقد
منصفانه هم نمی کنند. یک مقداری جایگاهشان را در نمودار انتقاد فراموش می کنند.
o سایت هایی مانند رجا نیوز می آیند افرادی مانند قالیباف و
محسن رضایی را خائن توصیف می کنند و اشتباهاتشان را غیر قابل گذشت معرفی می کنند
ولی باز هم در زیر لوای جبهه ی متحد می خواهند با آنها ائتلاف کنند. آقای
شریعتمداری هم در مورد آقای محسن رضایی دچار چنین پارادوکسی است. به قول حضرت علی
علیه السلام نه آن طور دوستی کن که دیگر نتوانی دشمن شوی و نه آن قدر دشمنی کن که
دیگر هرگز نتوانی دوست شوی. این افرادی که از آنها با عنوان خائن یاد شده واقعا در
حقشان اجحاف صورت گرفته است. در مورد آقای شاهرودی هم موضوع به همین شکل است. این
پارادوکسی که سایت تابناک دچار آن است کم و بیش در طیف این افراد به چشم می خورد.
تعریف کردن مواضع حول محور یک شخص دیگر اشکالی است که به این گروه وارد است. صد
البته می توان علت این اشتباه را بچگی سیاسی این گروه دید.
o گروه های دیگری هم هستند که بدون توجه به جایگاه سیاسیشان
در نظام سیاسی اقدام به اظهار نظر می کنند که گفتار را به مطرح کردن آن مطول نمی
کنم.
- در انتها می توانم ساختار سیاسی کشور را در ارتباط با دولت نهم به صورت یک نمودار مثل نمودار زیر به نمایش در بیاورم:

برای دیدن عکس کامل روی این لینک کلیک کنید.
شرمنده که زیاد شد
یا علی


