احترام به خداوند متعال
به نام پروردگار حنّان
هیچ وقت شده بدانیم که این خداوندی که این قدر تاکید بر دوست داشتنش شده است چه طور این قدر تاکید بر ترسیدن از او هم شده است؟ اصلا ممکن است که هم از حق تعالی بترسیم و هم دوستش بداریم؟ در این نوشتار ان شاء الله کمی معنای ترس از خدا را می فهمیم.
- لب کلام این است که ترس از خداوند تعالی در حقیقت احترام به اوست. به عنوان مثال عرض می کنم، شما کسی را در نظر بگیرید که برای او احترام زیادی قائل هستید، آنگاه ممکن است در پیش او بعضی از خطاهایی را که همواره می کردید مرتکب نشوید، مثلا جلویش دو زانو می نشینید، یا یکدیگر را به خوبی صدا می کنید و خلاصه در پیش او ظاهر را حفظ می کنید و برای نزدیکیتان پهلوی آن شخص و در عین حال آبرویی که پیش او دارید اهمیت زیادی قائل هستید.
- البته در کلام خود خداوند متعال دو نوع ترس وجود دارد. در آیهی 14 از سورهی ابراهیم خداوند می فرمایند که «وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ» یعنی ترسیدن از جهنم یک چیزی است و احترام گذاشتن به خود خداوند متعال موضوع جدایی است و خودش عامل پیروزی است.
- امام سجاد علیه السلام در دعایی با اشاره به این مضمون می فرمایند که «پروردگارا! مپندار که جرأت من بر گناه از آن جهت است که شما را کم ارزش ترین بیننده می پندارم بلکه شما بخشنده ترین و درگذرنده ترین می بینم.»(1)
- ترس از خدا یعنی همان احترام گذاشتن به خدا و ترسیدن از اینکه آبرویمان به واسطهی گناه جلوی او برود. این احترام نه تنها منافاتی با محبت حق تعالی ندارد بلکه تنها راه دوست داشتن و لازمهی حتمی آن است.
- در حقیقت احترام یعنی بزرگداشت درونی. اما موضوع دیگر رعایت ادب است. ادب بزرگداشت ظاهری است. ادب یعنی رعایت آداب محترم بودن. باید از ادب به احترام برسیم و از احترام به محبت. احترام ما کمتر از ادب ما، و محبت ما کمتر از احترام ماست. حداکثر و بهترین حالتش این است که هم اندازهی هم باشند.
- خود حق تعالی می فرمایند که اگر بندگان من می خواهند به آنها پاسخ بدهم آن ها نیز به من پاسخ بدهند. «فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»(2)
- برای خداوند متعال احترام قائل باشیم. حرمتش را حفظ کنیم و از درون قلب بزرگش بداریم.
پاورقی
1. فرازی از دعای ابوحمزهی ثمالی رضوان الله تعالی علیه.
2. سورهی مبارکهی آل عمران - 186
3. البته این حکم در روابط اجتماعی هم برقرار است و کلید اصلی ارتباط اسلامی است برای ارتباط محبت آمیز با همسر و برادر و پدر و مادر. نقل است که کسی برای بعضی تعمیرات به خانهی حضرت امام رحمه الله علیه رفته بود. هر بار که همسر ایشان از جلوی حاج احمد آقا و حضرت امام رد می شد هر دو این بزگواران تمام قد برای ادای احترام می ایستادند. خوب است نامه ای را هم که حضرت امام برای همسرشان نوشته اند مطالعه کنید (لینک). بسیار بسیار عاشقانه و تا آنجا که می دانم در سن چهل و چند سالگی این نامه را در سفری که داشته اند به همسرشان نوشتند.
o یا پسر آقای جوادی آملی نقل می کردند که تا به حال نشده است که پدر را در خانه هم با پیژامه ببینند و هر وقت در اتاق ایشان را می زدند پدر مهلتی می خواستند و قبایشان را می پوشیدند و می ایستادند و در را برای پسر یا هر عضو دیگر خانواده باز می کردند. این روش اولیای خداست، عشقی مبتنی بر ادب و احترام.
o از همه مهم تر رفتار رسول الله صلوات الله علیه و آله است. این روایت خیلی معروف است که ایشان دست دخترشان را می بوسیدند، خود این مهم نشان می دهد که روابط خانوادگی ایشان چگونه بوده است. یا اینکه حتی در برخورد با افراد اجتماع ایشان دست کارگر را می بوسیدند. یا امام صادق علیه السلام می فرمودند که معنی ادب این است که از صبح که از خانه بیرون می آیی همه را بالاتر از خودت ببینی.
و به قول سعدی «به صد دفتر نشاید گفت وصف الحال مشتاقی»
یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم، قال الله الحکیم فی کتابه الکریم
«يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ، إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» - شعراء 88 و 89
راستی این قلب سالم چیست؟ قلب مرکز احساسات است. وقتی عبادت می کنیم چه احساسی داریم؟ خوشمان می آید و با شوق می رویم یا فکر می کنیم داریم به زحمت می افتیم؟ «و انها لکبیره الا علی الخاشعین». یعنی کار نماز کار بسیار سختی است مگر برای اهل خشوع.
قلب ما سالم نیست. مریض است. درد نمی کند ولی مریض است. وضعش هم وخیم است. می گوئید نه؟ وقتی یک ظلمی را می بینیم چقدر بدمان می آید؟ وقتی فیلم و فوتبال می بینیم، یا انواع موسیقی را گوش می دهیم چقدر خوشمان می آید؟
وقتی از جناب سلمان رحمه الله علیه پرسیدند که چه چیزی شما را به این مقام رساند می فرمود: «کنت بوابا لقلبی». یعنی من مواظب و دربان قلبم بودم که هر چیزی داخلش نشود! خوب دقت کردم پاک بماند. ولی ما چه کرده ایم؟ قلبی که این چنین در برابر حق سرکش است چگونه می تواند سالم باشد. گاهی اصلا مذاقمان عوض شده. از ناحق خوشمان می آید و از حق بدمان می آید! وای بر ما.
خوب قلبمان را رصد کنیم. به دست هر تند باد و بادی نسپاریمش. به قول حافظ رحمه الله علیه:
آن گل که هر دم در دست بادی است گو شرم بادش از عندلیبان
خداوندا نفس پلید این نویسنده را از امراض قلب تهی کن. پروردگارا! همه ی احساس ما برای پیمودن راهت سرشار بفرما. یا ارحم الرحمین.
این سخنرانی حضرت آقای مصباح هم در این باره جالب است. گفتار بعد ان شاء الله یکی دو راهکار سلامت قلب را خواهم گفت.
یا علی
به نام خداوند مهربان
به مناسب ماه شعبان و رمضان هر هفته ان شاء یکی دو مطلب کوتاه اخلاقی در این وبلاگ خواهم گذاشت. باشد که تذکری باشد برای خودم و باقی دوستان.
امام کاظم علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: « كسى كه صبح كند و چيزى غير ازخداوند بزرگترين همت او باشد از خدا نباشد.»
راستی فرق بنده ی خدا با یک آدم خوب معمولی چیست؟
- بنده ی خدا به فرمان خدا عمل می کند ولی آدم خوب با اجازه ی خدا عمل می کند.
- بنده ی خدا معنی زندگی و آفرینشش را فهمیده ولی آدم های خوب اگر چه نسبتا خوب عمل می کنند ولی معنی زندگی را در پرداختن به خود فهمیده اند.
- بنده ی خدا معمولا از صبح که از خواب بر می خیزد توجهش به این است که خداوند فرموده چه کاری را انجام بدهد ولی آدم های خوب معمولا توجهشان به این است که خداوند فرموده چه کاری را انجام ندهند.
خداوندا! پروردگارا! ما را از بندگان خودت قرار بده.
یا علی


