تبليغاتX
خدایا! کسی را جز تو نداریم. - سفرنامه (ظفرنامه) ی شب جمعه
جمعه سوم آبان 1387
سفرنامه (ظفرنامه) ی شب جمعه

به نام خداوند مهربان
عرض سلام
دیشب (پنجشنبه شب) با برادر گرامی رفته بودیم نمایشگاه رسانه های دیجیتال، توی این نمایشگاه ناگهان برخورد کردم به یک صحنه ی آشنا، صفحه ی اول سایت الف بود که بزرگ به نمایش در اومده بود. فهمیدم که این جا مربوط به سایت های اینترنتیه. بعد از کلی خوش و بش کردن با مسئولین غرفه رفتم سراغ غرفه ی سایت عدالتخانه که این روزها دستگیر شدن مدیر مسئولش خیلی سر و صدا کرده. گفتم بیام با مسئول غرفه صحبتی بکنم ببینم تحلیلش از اوضاع چیه. واقعا نتایج خوبی داشت. این صحبت رو با نقل به مضمون براتون نوشته ام.

-         سلام
-         علیکم السلام (خیلی خوب تحویلم گرفت و من رو کنار دستش نشوند)
احوال پرسی های مرسوم انجام شد.
-         خودم: ببخشید می خواستم ازتون بپرسم تحلیل شما از عذرخواهی آقای توکلی چیه؟
-         مسئول غرفه(با روی گشاده و بشاش): ببینید، ما هم در سایتمون به کسی تهمت نزدیم، اتفاقا کاری که ما در سایت کرده بودیم این بود که همیشه از آقای موسویان به عنوان «متهم به جاسوسی» یاد کرده بودیم. هیچ وقت نگفته بودیم که ایشون جاسوس هستند، در عین حال حتی دیگر خبرهایی که نقل کرده بودیم مربوط بودند به سایت های دیگر و منابع دیگر، یعنی ما هر چیزی که آن ها گفته بودند را چاپ می کردیم.
-         خودم: یعنی شما اتهام جاسوسی نزدید؟
-         مسئول غرفه: نه! ایشان باید از آن افرادی شکایت می کردند که این اتهام را زده اند، نه از ما!
-         خودم: پس بعضی ها چنین اتهامی زده اند.
-         مسئول غرفه: بله، همین طوره.
-         خودم: سایت عدالتخواهی؟
-         مسئول غرفه: نه، اون سایت اون موقع خیلی فعال نبود.
-         خودم: بیاید خودمون رو گول نزنیم! شما می دونید، بنده هم می دونم که این حرف ها که ما خبرهای سایت های دیگه رو فقط نقل کردیم و به کسی نگفتیم جاسوس ممکنه از نظر حقوقی کاربرد داشته باشه ولی از نظر واقعی این طور نیست، یعنی القاء کردن این حس که یک فرد جاسوسه بدون این که به او صراحتا جاسوس گفته بشه کار آسونیه. (این جا تحلیل خودم رو ارائه دادم ببینم چی می گه) در مورد آقای موسویان هم تحویل دادن برخی اسناد محرمانه به دلیل ضعف دیپلماسی و ترس از حمله ی امریکا و امیدهای دیپلماتیک که آن هم به صورت جمعی احتمالا اتخاذ شده است خیلی فرق دارد با این که یک نفر جاسوس یک کشور دیگر باشد. خیلی اتهام سنگینی است. در عین حال این فرد مجرم است، جزایش هم همانی است که در رسانه ها ذکر شد، نه این که مثلا طرف را حبس ابد کنند. کسی حق ندارد اسناد محرمانه تحویل بدهد.
-         مسئول غرفه: حق با شماست، ولی شما ببینید ما به حرف های رئیس جمهور در مورد جاسوس بودن آقای موسویان اعتماد کردیم.
-         خودم: (من دستانم را به نشانه ی تسلیم بالا بردم، گفتم) دیگر این جا حق با شماست. چیزی نمی توان گفت. حکما دادگاه هم گفته دستمان به او که نمی رسد مدیر مسئول سایت عدالتخانه را مجازات می کنیم. (به چند ماه حبس و 20 ضربه شلاق تعزیری محکوم شد!)
-         مسئول غرفه: آقای موسویان هم دارند بی انصافی می کنند. یعنی آمده اند از ما شکایت کرده اند.
-         خودم: خوب ایشان هم می خواسته به یک طریقی از خودش اعاده ی حیثیت کند. خیلی به حیثیتش ضربه خورده.
-         مسئول غرفه: بله حق باشماست.
پیشنهادهایی در مورد غنی تر شدن سایت دادم و اسم وبلاگم را پرسید و صحبت هایی رد و بدل شد و خداحافظی کردیم. البته به نظر می آمد دل پری دارد این مسئول غرفه.
(البته دوستی به من گفت که دلیل عدم اطلاق عنوان جاسوسی به آقای موسویان موضوع عدم دسترسی است. یعنی کسی جاسوس است که به اسنادی دسترسی پیدا کند که اجازه ی دسترسی به آن ها را نداشته نه این که اسنادی را که دسترسی داشته به بیگانگان تحویل بدهد. که البته این خللی در مساله وارد نمی کند.)
خداوندا عدالت حقیقی را در تمام شئون این مملکت جاری کن.

یا علی

 

نوشته شده توسط محمد مهدی میرزایی پور در | | لینک به این مطلب