به نام آفريدگار مهربان
جلوداران مردم نزديک جحفه هستند. فرستاده ي خدا مي فرمايد تا هر که از مردم پيش رفته بازگردد و هر که از آنان که عقب مانده در غدير خم درنگ نمايد... حضرتش به درختان سدر روي مي آورد تا زير آنها با مردم نماز گذارد. چه روز داغي است!
نمازش را به پايان رسانده، در ميان مردم بر بلنداي منبري از جهاز شتران به سخن ايستاده در حالي که همه گوش سپرده اند صدايش را بلند کرده مي فرمايد:
"ستايش خداي را، به ياري مي گيريمش و به او مي گرويم و بر او پشت مي نهيم، ...
آيا گواهي نمي دهيد که جز الله خدايي نيست و اين که محمد بنده و فرستاده ي اوست و اينکه بهشت راست است، دوزخ راست است و مرگ راست است و رستاخيز آمدني است ؟...."
آنگاه دست علي را گرفت و بالا برد تا آنجا که زير بغل آن دو ديده شد و فرمود : "اي مردم سزاوارترين مردم به مؤمنان از خودشان کيست؟"
گفتند:"خدا و رسولش دانا ترند".
فرمود:"هان که خدا مولاي من است و من مولاي مؤمنان هستم و من از خودشان به آنها سزاوارترم پس هر که را مولاي اويم علي مولاي اوست". اين را سه بار فرمود. سپس ادامه داد: "خدايا دوست بدار هر که دوست داردش و دشمن بدار هر که را دشمني ورزدش ... ".
آنچه خوانديد گزيده اي بود از شرح واقعه ي غدير خم در هجده ذي الحجه سال ده هجري قمري. در اين مقال در صدد هستيم تا طي کلامي کوتاه نيم نگاهي به اثر بزرگ مردي بزرگ داشته باشيم تا آنان که توانايي دست يازيدن به خواندن کل کتاب را ندارند آشنايي مختصري با يکي از ارزشمند ترين متون شيعي پيدا کنند و آنان که به دنبال حقيقت هستند با ديدن نور آن به سراغ اصل آن بروند و به خواندن کل کتاب همت بگمارند.
علامه ي گرانقدر عبد الحسين اميني براي تاليف اين کتاب دست به مطالعه ي کليه ي کتب کتابخانه هايي زد که تعداد آنها به قدري زياد است که حتي ذکر نام آنها هم از حوصله ي متن بيرون است. اما براي مثال مي توان از کتابخانه هاي شهرهاي تهران و مشهد و بروجرد و کرمانشاه در ايران و بمبي و لکهنو و محمود آباد و عليگره در هند و کتابخانه ها ي بسيار ديگر در کشور هاي سوريه و ترکيه نام برد. آن مرد بزرگ شرح مطالعات و اسفار خود را در دو جلد کتاب چند صد صفحه اي تصنيف کرد و مقبره ي او همکنون در نجف اشرف است.
اما پس از توضيحي مختصر درباره ي نويسنده به سراغ توضيح متن کتاب مي رويم. نام کامل اين کتاب "الغدير في الکتاب و سنه و الادب" است که اصل آن به زبان عربي و فصل اول آن شرح حديث غدير است. اين شرح از چند روز قبل از واقعه که در حجه الوداع پيامبر گرامي اسلام (ص) قرار دارد شروع مي شود و تا رسيدن به خود روز غدير ادامه پيدا مي کند که خلاصه اي از آنچه در کتاب آمده است در ابتداي نوشتار آمد.
اما فصل دوم کتاب "راويان حديث غدير" نام گذاري شده است. اين فصل داراي چهار قسمت است که در باره ي راويان حديث از اصحاب، از تابعين، از علما و از نويسندگان در باره ي آن است.
در قسمت اول نام آن گروه از اصحاب پيامبر گرامي اسلام (ص) که شاهد واقعه بودند و در بعضی موارد به همراه نقل کنندگان از آن صحابي (پشت به پشت تا سند روايت) آمده است. در باره ی برخی از صحابه شرح آنچه که از آن صحابي در آن مسند ذکر شده است نيز آمده است. روش ذکر نام راوي در باقي قسمت هاي اين بخش هم شبيه همين قسمت اول است و در کل نام 110 نفر از صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، 84 نفر از تابعين، 360 نفر از علماي از سده ي دوم تا سده ي سيزدهم - که تنها 148 نفر از سده ي دوم و سوم هستند - و در آخر هم نام 22 نفر از نويسندگان در باره ي اين حديث آورده شده است - که علي رغم نوشتن مطالبي در اين باره خود جزء علماء نبوده اند.
تا اين قسمت راويان از شيعه و سني در کتاب آورده شدند اما نويسنده درفصول بعد به طور مجزا به راويان اهل سنت حديث پرداخته است که ان شاء الله در نوشتار ما نيز مي آيد.
تا به اينجا ما قسمت اول خلاصه ي کتاب ارزشمند الغدير را آورديم و ان شاء الله در قسمت هاي بعد به باقي مطالب اين کتاب خواهيم پرداخت.