دوران فرا مطهری
به نام خداوند مهربان
در ابتدا چند لینک مهم این چند روزه را ببینید.
- آیا می دانستید دیروز سالگرد بزرگترین جنایت اروپا بعد از جنگ دوم جهانی بوده است؟
- نگاهی بر طرح تحول اقتصادی، از دکتر الیاس نادران + مشکل اخلاقی اقتصاد سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان (مقاله ای جالب)
- یک لینک قدیمی: «او بعنوان مثال، “سهام عدالت” را مطرح نمود و گفت: اين که ميگويم دولت هشتم تئوري داشت و دولت نهم پشتوانه تئوريک ندارد به اين دليل است که مثلا، دهها کتاب در مورد مفاهيمي چون آزادي و جامعه مدني در دولت قبلي به چاپ رسيد. شما ميتوانيد يک کتاب صد صفحهاي در مورد «سهام عدالت» پيدا کنيد؟ دولت نميتواند جزوهاي در اختيار دانشگاهيان قرار دهد تا دانشجويان و ما بنشينيم در مورد آن بحث کنيم؟» قسمت هایی از سخنرانی حسن عباسی در سال 86 (1)
اما متن این پست.
در جامعه ی کنونی ما مهم ترین چیزی که نیاز است تغییر است. تقلا کردن راه را به ما نشان می دهد. باید قدرتمند بود. در همین راستا موارد فراوانی به ذهنم رسیدند که باید در راستای «نهادینه شدن بصیرتمندی توحیدی»(2) یا همان «فرهنگ اسلامی» انجام شوند. در این مقاله به صورتی کوتاه به یکی از این ایده ها اشاره می کنم.
اگر صد ساله ی اخیر را به عنوان دوران تفکر معاصر دینی در نظر بگیریم به طور قطع باید ظهور تفکر امام خمینی را به عنوان تفکر اسلامی مهم ترین تحول آن بر شمریم. از اصلی ترین نظریه پردازان این نظام فکری طبق گفته ی خود حضرت امام شهید مطهری بوده اند. مظهر اصلی این تفکر و حتی از علل اصلی تداوم آن تاکنون آثار این شهید بزرگوار بوده است. استقبال فراوانی هم از تفکرات ایشان صورت گرفته ولی به چندین دلیل اساسی نیاز داریم که از ایشان گذر کنیم و دوران پس از مطهری را به دوران فرامطهری تبدیل کنیم.
باید گروه هایی درست بشوند که بیایند و کلیه ی کتب ایشان را از ابتدا مورد بررسی قرار بدهند و از نو بنویسند. دلایل ضرورت این امر را ذکر می کنم. البته هر یک از این جملات توضیحات و بحث های فراوانی را می طلبند که بنده با اختصار فقط اشاره می کنم.
1. در ابتدا باید به لزوم پایه قرار گرفتن کتب ایشان اشاره کنم. اولین دلیل جامعیت مباحث مطروحه ی این کتب در زمینه ی اسلام است که بسیار برای تدوین یک مجموعه ی کامل مهم است. در عین حال رویکرد ایشان به مباحث بسیار عامه پسند بوده است و این مساله مهم باید در کتاب های جدید تدوینی در نظر گرفته شود.
2. دومین موضوع لزوم توجه به وارد شدن مباحث جدید به حوزه تفکر اسلامی است. مباحثی مانند نسبیت و هرمنوتیک و پلورالیزم، همچنین تجربه ی دینی و گسترش و اصلاح نظری (قبض و بسط تئوریک) شریعت، نظریات اخباریان متجدد و مسائلی از این دست مواردی هستند که به تازگی وارد شده اند و جای بررسی مجدد و دسته بندی و ارائه با شیوه ی تفکری استاد دارند.
3. دلیل و نکته ی سوم که لزوم انجام این کار را به این صورت توجیه می کند توسعه ی فکری در زمینه های قبلی و ظهور متفکرین جدید و آشکار شدن برخی نقاط ضعف در تفکر استاد است. مثلا از زمان نظریات استاد در مورد ربا فصلنامه ی اقتصاد اسلامی توانسته است 22 شماره ی ارزشمند را چاپ کند و مسائل بسیار مهمی را مطرح کرده است، یا آیت الله مصباح یزدی مباحث فلسفه ی اخلاق و نیز حکمت متعالیه را گسترش خوبی داده اند، یا نظریات روانشناسانه ای ظهور کرده اند که تحلیل کننده ی مباحث دینی به صورتی متفاوت از گذشته هستند که باید به هر کدام با دید نیازهای اجتماعی به صورت اختصاری و بر اساس دیدگاه استاد شهید پرداخته شود.
4. دلیل چهارم تغییر چیدمان و ساختار فکری از آن زمان تا کنون است. یعنی طرز تفکر تغییر کرده است و خیلی اصطلاحات و روش ها تغییر کرده اند، این خصوصیت گذر زمان است. به عنوان مثال برای ما سخت است که بیائیم کتاب فارابی را در مورد روش حکومت داری بخوانیم، ارتباط برقرار نمی کنیم. در کتاب های استاد هم می توان مثال پرداختن شدید به کمونیسم را زد. اساسا ایدئولوژی کمونیسم به طور کلی از بین رفته است و دیگر به هیچ وجه مساله ی روز نیست و این در حالی است که در کتب استاد بسیار به آن اشاره شده است. باید تصفیه و تغییری کلی صورت بگیرد. یعنی حوزه ی اصلاح هم باید مد نظر باشد.
5. خلاصه نبودن کتب ایشان به عنوان دلیل مهم پنجم قابل بررسی است. قطعا یکی از ماموریت های مهم این گروه ها باید این باشد که مثلا اگر کتب استاد هفتاد جلد است تمام آنها را در بیست جلد ارائه بدهند. دلیل آن هم اینکه به عنوان مثال بسیاری از کتب ایشان سخنرانی های ایشان است که صحبت های متفرقه ی فراوانی در آن ها هست. کتاب نبوت ایشان را شاید بتوان در اندازه ای خیلی کوچک تر تدوین کرد، در عین حال می توان آن را برای سطوح مختلف سنی از نوجوانان، دانشگاهیان و متخصصان دوباره تدوین نمود و معضل عدم تطابق با اقشار جامعه را در آنها به این صورت بر طرف کرد.
6. دسته بندی های نادرست در تدوین کتب هم مشکل دیگری است که بسیاری از محافل سعی کرده اند با ارائه ی سیر مطالعاتی آن را بر طرف کنند. خود این موضوع نشان دهنده ی پراکندگی مباحث مختلف در میان کتب ایشان است. از نیازهای ما این است که اسلام را همان طور که واقعا پله پله است ارائه دهیم و باید خود کتاب نشان دهنده ی سیر مطالعاتیش باشد.
7. نکته ی آخر هم که به نظر بنده می رسد لزوم توجه به این پروژه به صورت بدون انتها و همیشگی است. یعنی مثلا باید هر سه سال یک نسخه ی جدید از این کتب ارائه شود. این جشنواره ی حکمت مطهر هم فرصت خوبی برای انجام این کار است.
پاورقی
1- البته همه ی مقاله را بخوانید تا تایید دولت هشتم نشود!
2- از به کار بردن لغت فرهنگ باید پرهیز کرد، دلیل آن این است که در زمان کنونی فرهنگ تبدیل به یک مقوله ی سکولار و بعضا لائیک شده است و از رساندن مقصود عاجز است. به طور مثال یکی از کارهایی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای خود به عنوان کار فرهنگی حساب می کند میزان توسعه ی سالن های تئاتر در شهرها یا روستاهاست بدون توجه به اینکه این موضوع چقدر مؤثر بر ترویج تفکر توحیدی است یا سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در همین امسال که بودجه اش (متاسفانه) نه برابر (!) شده برنامه های بسیار در نظر داشتند که به جرات می توان گفت که هیچ کدام ارتباطی با تفکر توحیدی نداشتند و حتی به طور غیر مستقیم تباه کننده ی آن هم بوده اند. یا اینکه می گویند برای استفاده کردن از کمربند ایمنی باید فرهنگ سازی شود. در راستای ساختن یک چیدمان (پارادایم) بدیع فکری یکی از مهم ترین کارها استفاده ی درست از لغات و داشتن یک روش نو در استفاده ی از آنهاست.
در آخر هم یا علی